تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

درباره‌ي پروژه‌ي مصطفا ملکيان

سه شنبه دهم آبان 1384

نو انديشي ديني ومساله زنان                                    گفتگو با مصطفا ملكيان

 

چكيده :

 

قرائت ‏بنیادگرايانه از دين بر ظاهر دين جمود مى‏كند و به روح دين توجه چندانى ندارد. مردسالارى در پيروان اديان و از جمله در ميان مسلمانان، تا حد فراوانى به سبب آن است كه بنيان‏گذاران اديان در مقام تلقى از عالم واقع و چه در مقام ابلاغ تلقى‏شان از عالم واقع به مخاطبان خود، تحت تاثير فرهنگ زمانه خود بوده‏اند. تفاوتهاى طبيعى ميان زن و مرد وجود دارد ولى از اين تفاوتهاى تكوينى نمى‏توان تفاوتهاى ارزشى را نتيجه گرفت.

 

در زمان معاصر سه قرائت اصلى از اسلام وجود دارد: بنيادگرايانه، تجدد گرايانه و سنت‏گرايانه. بين اين سه قرائت، يازده تفاوت وجود دارد كه به دو تفاوت از آنها كه در مساله زنان دخيل است مى‏پردازيم. تفاوت اول اينكه قرائت‏بنيادگرايانه بسيار ظاهرگراست و به روح دين و پيام وراى لفظ توجه چندانى ندارد و طبعا در برخورد با كتاب و سنت عدول از لفظ را به ندرت روا مى‏داند. اما قرائت تجددگرايانه پيام‏گراست و بر روح دين و پيام وراى لفظ تاكيد مى‏ورزد. تفاوت دوم اين است كه قرائت‏بنيادگرايانه بسيار شريعت‏انديشانه است; يعنى تقريبا همه دين را منحصر در فقه دانسته، كيان دين را به بقاى فقه مى‏انگارد. در سنت‏گرايى به فقه به عنوان وسيله توجه مى‏شود; يعنى ميزان توجه به فقه كاملا متناسب با ميزانى است كه فقه مى‏تواند هدف را برآورده كند. در قرائت تجددگرايانه، فقه شان چندانى ندارد و به جاى آن، بيشتر اخلاق و رفتار اخلاقى محل توجه است.

 

كسى كه قرائت ‏بنيادگرايانه از دين دارد، بر ظاهر آيات و روايات جمود مى‏ورزد و به همان احكامى كه ده دوازده قرن پيش از كتاب و سنت فهم مى‏كردند اتكا مى‏كند. طبعا اين ديدگاه درباره زن، مردسالارانه‏تر است; اما قرائتهاى سنت‏گرا و تجددگرا با انعطاف بيشترى به مساله زنان نگاه مى‏كنند.

 

براى تفكر مردسالارى مى‏توان سه مؤلفه در نظر گرفت و اين تفكر را با آن محك زد: اول آنكه اساسا زن را فرومايه‏تر از مرد مى‏شمارد; دوم آنكه سلسله امتيازات حقوقى و قانونى براى مرد قائل مى‏شود و سوم آنكه پدر تعيين‏كننده نسب است. تفكر مردسالار شدت و ضعف دارد; ولى اين سه مؤلفه در روايتهاى گوناگون از مردسالارى مشترك‏اند. در بنيادگرايى تفكر مردسالارانه شديدى وجود دارد. در اسلام سنت‏گرا گرايش مردسالارانه شدت كمترى دارد; چون دين اسلام بسيار انسان‏گرا و اخلاق‏گراست. اسلام تجددگرا به عقل بهاى فراوانى مى‏دهد و حقوق بشر را (به آن صورتى كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر در سال 1948 تدوين شده) از مظاهر عقل‏گرايى مى‏داند.

 

به نظر من، مردسالارى در پيروان اديان و از جمله در ميان مسلمانان، تا حد فراوانى به سبب آن است كه بنيان‏گذاران اديان و مذاهب، چه در مقام تلقى از عالم واقع و چه در مقام ابلاغ تلقى‏شان از عالم واقع به مخاطبان خود، تحت تاثير فرهنگ زمانه خود بوده‏اند; ولى در همه اديان يك سلسله نكات انسان‏شناسانه‏اى وجود داشته كه نمى‏توان آن را تماما تكذيب كرد; از جمله اينكه طبيعت زن و مرد تفاوتهايى با يكديگر دارد. اكثر جنبه‏هاى فرهنگى زمانه‏اى كه بنيان‏گذاران اديان و مذاهب در آن مى‏زيسته‏اند، در اديان رسوخ كرده است و من در زمان حاضر، به عنوان مسلمان تجددگرا حق دارم كه آنها را كنار بگذارم و از وراى آن پيام دين خود را استنباط كنم. همچنين مى‏پذيرم كه اينها عرضى دين هستند.

 

البته از تفاوتهاى تكوينى(زيستى و روانى) ميان زن و مرد نمى‏شود تفاوت ارزشى را نتيجه گرفت; اما در عين حال بازتاب آن تفاوت تكوينى در مناسبات زن و مرد را در همه‏جا نبايد انكار كرد. آن چيزى كه اصلا قابل دفاع نيست، فرصتهاى نامساوى است; وگرنه نقشها ممكن است لامحاله تفاوتهايى داشته باشند. آنچه غيرانسانى و ناعادلانه است، تفاوت فرصتها به اين معناست كه فرصتهايى را كه در اختيار مردان قرار مى‏دهيم در اختيار زنان قرار ندهيم و بالعكس.

 

به نظر من، شباهت تصوير زن در اسلام يك، دو و سه (1) اين است كه در هر سه مورد ديد سازگار و يكدستى نسبت‏به زنان وجود ندارد; يعنى در اين سه ديدگاه مواضعى نسبت‏به زنان وجود دارد كه مردسالارانه است ولى در درون خود دستخوش تعارض ظاهرى است.

 

اما در مورد تفاوتها، مى‏توانم ادعا كنم كه هر چه از اسلام يك به طرف اسلام دو مى‏رويم و از اسلام دو به طرف اسلام سه، موضع‏گيرى نسبت‏به زنان منفى‏تر مى‏شود. به اعتقاد من، آنچه وضع زنان را در اسلام دو و طبعا در اسلام سه به اينجا كشاند، غفلت از روند حركت اسلام بود. انصاف اين است كه پيامبر اسلام براى بهبود بخشيدن به وضع زنان روندى را آغاز كرد. در 23 سال حيات ايشان، اين روند همواره رو به جلو و رو به بهبودى بود; منتها بعضى از فقهاى ما روند حركت او را فراموش كردند يا اصلا به آن توجه نكردند. آنها گفتند ما به آخرين امضاهاى پيامبر درباره زنان استناد مى‏كنيم و بر آن جزم و جمود مى‏ورزيم. اينكه گاه گفته مى‏شود كه در متن مقدس هم زنان مخاطب قرار نگرفته‏اند، بستگى دارد به تفسيرى كه شما از قرآن مى‏كنيد.

 

مثلا از آيه مشهور «الرجال قوامون على النساء»(نساء:34)

 

تفاسير بسيار متفاوتى شده است. حتى بعضى تفسيرها با بعضى از آيات ديگر تعارض ظاهرى پيدا مى‏كند. مثلا در جاى ديگرى هم آمده است:

 

«انا خلقناكم من ذكر وانثى‏»(حجرات: 13);

 

يعنى بين خلقت زن و مرد هيچ تفاوتى نيست. در آيه زير نيز همه چيز در باره زن و مرد به تساوى آمده است:

 

«ان المسلمين والمسلمات والمؤمنين والمؤمنات والقانتين والقانتات و...»(احزاب: 35).

 

در اينجا دو نكته قابل تذكر است: اول اينكه تغيير تلقى عالمان دين و جامعه دينى از زنان، به پاسخ اين دو پرسش هم بستگى دارد كه تلقى خود زنان از خودشان چيست و تلقى زنان از تلقى مردان درباره زنان چيست. نكته دوم اينكه خود زنان هم بايد به حوزه‏هاى كلام و فلسفه وارد شوند تا بتوانند خودشان از دين تلقى‏اى داشته باشند و همچنين بر تلقى عالمان دينى و جامعه دينى از زنان تاثير بگذارند. «ساندرا هاردينگ‏» يكى از زنان معروف در اين حوزه معتقد است كه معرفت‏شناسى تا به امروز تحت تاثير ديدگاه‏هاى مردانه بوده; ولى زمان آن فرا رسيده كه معرفت‏شناسى زنانه - فمينيستى - هم به وجود آيد. اگر مى‏شود به همه چيز از ديدگاه زنانه نگاه كرد و نبايد تفسيرها منحصر به تفاسير مردانه باشد، پس قرآن و روايت را هم مى‏شود از ديد زنانه تفسير كرد.

 

پس از تغيير ديدگاه فلسفى، بسيارى از تلقى‏هاى كهن هم تغيير مى‏كند; مخصوصا در دو حوزه: يكى در تلقى‏اى كه از طبيعت آدمى و رابطه زن و مرد وجود دارد و ديگرى در تصورى كه از ارتباط خدا با انسان وجود دارد كه تاكنون همچون تصورى بوده كه از ارتباط رئيس يا پدر خانواده با اعضاى آن خانواده وجود داشته است; يعنى تصورى مردسالارانه. تغيير اين تصور نه فقط در فقه، بلكه در اخلاق هم تاثير مى‏گذارد.

 

بحث فمينيسم بر سر آن است كه تاكنون فقط مردان به عالم، چه عالم بيرون و چه عالم درون، نگاه كرده‏اند. تا حال فقط مردان به روان‏شناسى، متافيزيك، معرفت‏شناسى، وجودشناسى و... پرداخته‏اند. حالا زنان مى‏خواهند خودشان به عالم نگاه كنند و تفسير خودشان را بدهند و گزارششان را در كنار گزارش مردان بگذارند.

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------

منبع ماهنامه ی زنان

لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 13:7  توسط محسن مومنی   |