جمعه پانزدهم دی 1385
سخنرانی استاد ملکیان در دومین همایش علمی انجمن ایرانی اخلاق در علم و فناوری
در این مجال، فقط به جغرافیای معرفتی اخلاق در علم و فناوری میپردازیم بدین معنا كه سوالها مطرح میشود اما به پاسخها و تقریرهای آنها نمیپردازیم.
سوالهای مطرح در خصوص اخلاق و اخلاقی زیستن، با ترتیب منطقی بر یكدیگر، بدین شرح است.
۱. غرض از اخلاقی زیستن چیست؟ و چه ویژگیای دارد؟
به این سوال، چهار پاسخ كلی داده شده است:
الف) عدهای غرض از اخلاقی زیستن را هماهنگ كردن افراد جامعه میدانند، یعنی در یك جامعه، (اعم از جامعه بزرگ جهانی یا جوامع بسیار بسیار كوچك) افراد با خواستههای بسیار متعدد و مغایر و گاه معارض با یكدیگر زندگی میكنند كه اخلاقی زیستن موجب هماهنگی خواستههای اعضای این جامعه میشود.
ب) بعضی بر این باورند كه اخلاقی زیستن فقط برای هماهنگ كردن اعضای جامعه نیست، بلكه دستیابی به آرمانهای اجتماعی فقط در جامعهای كه شهروندان آن اخلاقی زندگی میكنند، قابل تحقق است. این آرمانهای بزرگ اجتماعی عبارتند از: 1) نظم، 2) امنیت، 3) رفاه، 4) آزادی، 5) عدالت.
ج) برخی از فیلسوفان اخلاق گفتهاند كه غرض از اخلاقی زیستن، امور روانشناختی است و در حوزه امور اجتماعی نیست، بلكه اخلاقی زندگی میكنیم چون حالت روانشناختی مطلوب ما فقط با اخلاقی زیستن حاصل میشود.
د) عدهای دیگر، معتقدند اخلاقی زیستن به كمال انسان كمك میكند. شكوفایی تمام طبیعت انسان یعنی از قوه به فعل رسیدن تمامی استعدادها و قوایی كه در درون ما به ودیعت نهاده شده در گرو اخلاقی زیستن است.
عنایت دارید كه این چهار پاسخ مانعالجمع هم نیستند.
۲. آیا اخلاقی زیستن عقلانی است یا نه؟
اخلاقی زیستن بی شك هزینه دارد، اكنون بحث این است این نوع زندگی چه سودی دارد كه آن را عقلانی میكند، چرا كه گفته میشود رفتار عقلانی، رفتاری است كه سود آن حداقل به اندازه هزینهاش باشد.
۳. اخلاقی زیستن به چیست؟ اخلاقی زندگی كردن چگونه است؟
در بحث اخلاق هنجاری كه یكی از بخشهای مهم فلسفه اخلاق است، ده نظریه و تئوری بزرگ با عناوین زیر مطرح است كه به چگونگی اخلاقی زیستن میپردازد:
۱- نظریه نسبیتگرایی، ۲- نظریه شخصیتگرایی، ۳- نظریه فراطبیعت باوری، ۴- نظریه عاطفهگرایی، ۵- نظریه شهودگرایی، ۶- نظریه توسعهگرایی، ۷- نظریه آرمانی، ۸- نظریه امر و نهی الهی، ۹- نظریه پیامدگرایی، ۱۰- نظریه ناپیامدگرایی.
۴. حدود و شمول داوریهای اخلاقی چیست؟
در پاسخ به این سوال نیز آرای مختلفی وجود دارد از جمله:
الف) هر عمل ارادی مشمول داوری اخلاقی است و درباره عمل جبری نمیتوان داوری كرد.
ب) تنها ارادی بودن كافی نیست، زیرا گاهی در عمل ارادی، اضطرار و اكراه وجود دارد كه مشمول احكام اخلاقی نمیشود، پس عمل ارادی باید اختیاری باشد.
ج) سوای اعمال، خود انسانها نیز مشمول داوری اخلاقی قرار میگیرند.
د) میزان شمول داوری اخلاقی بیش از اینها است و میتوان درباره نهادهای مهم نیز داوری اخلاقی كرد از جمله نهادهای اقتصادی، آموزشی و پرورشی، حقوقی، خانواده، دین و مذهب كه هر جامعهای را میسازند.
هـ) افزون بر نهادها، میتوان درباره اوضاع نیز داوری اخلاقی كرد مانند اوضاع كنونی كشورهای جهان سوم.
آنچه گفته شد اعم آرا است یعنی میتوان از تركیب دوتا یا سهتای اینها، نظریه دیگری را درست كرد.
اینك این بحث مطرح میشود كه اخلاق علم و فناوری در چه حیطههایی سریان و جریان دارد؟ در این بحث، سوال اول این است كه آیا علم و فناوری هم میتواند اخلاق داشته باشد؟ چگونه؟ در اینجا نیز جوابهای مختلفی داده شده است اما جوابی كه تقریباً اجماعی نسبت به آن وجود دارد، گرچه در باب فروع و جزئیات آن اختلاف نظرهایی بین فیلسوفان اخلاق هست، این است كه گفته میشود در باب هر عمل ارادی انسان میتوان داوری اخلاقی كرد. همه این اعمال ارادی برای تغییر جهان نیست، بلكه بخشی از آن در ساحت معرفت و برای شناخت جهان است مانند تحقیق؛ كه این اعمال هم میتواند مشمول داوریهای اخلاقی قرار گیرد. یعنی چنانچه داوریهای اخلاقی ناظر به هرگونه فعل ارادی انسان است، پس بخشی از این افعال كه جنبه شناختی دارد نیز مشمول داوری اخلاقی قرار میگیرد. بنابراین، میتوان بحث اخلاق را به بحث علم و فناوری هم تسری داد.
اعمال ارادی شناختی انسان چیست؟
گفته میشود كه انسان ۵ نوع عمل ارادی شناختی دارد كه اخلاق باید در تمام این انواع داوری كند:
۱- اولین عمل ارادی شناختی كه باید اخلاق را در آن تسری دهیم، «تحقیق» است. فرآیند تحقیق طلب باور است و بدین ترتیب، چنانچه انسان بخواهد حالت بیباوری خود را تبدیل به حالت باورمندی كند، وارد فرآیندی میشود كه از آن به فرآیند تحقیق تعبیر میكنیم، در فرآیند تحقیق، اخلاق در چند جا میتواند خود را نشان دهد:
الف) درباره چه چیزهایی تحقیق كنیم و در چه مواردی تحقیق نكنیم. اینكه كدام ندانسته را باید به دانسته تبدیل كرد خود سوال اخلاقی است. در مورد این بحث هم داوریهای مختلفی شده، به نظر من موضوع باید چند ویژگی را داشته باشد تا مشمول فرآیند تحقیق قرار گیرد:
- وضع ما قبل از طرح موضوع یا مساله یا مشكل در ذهن، با بعد از طرح آن متفاوت شود.
- وضع ما قبل از دریافت جواب موضوع با بعد از آن متفاوت شود.
- دریافت پاسخ «الف» راجع به موضوع تا جواب «ب»، باز وضع ما را متفاوت میكند.
عنایت شود كه در «اخلاق باور» به طور كلی و بعد «اخلاق علم و فناوری»، موضوع مهم این است كه ما در اقیانوس ندانستهها، كدام را برای تغییر به دانسته انتخاب كنیم.
ب) موضوع دوم، انسان چه مقدماتی را حق دارد برای تحقیق استفاده كند؟
ج) موضوع سوم، در باب فرآیند خود تحقیق است كه در این فرآیند چه كارهایی را حق داریم انجام دهیم و چه كارهایی را حق نداریم. این موضوع به خصوص در علوم انسانی مهمتر میشود.
۲- دفاع از باور: در دفاع از تحقیق دو كار باید انجام داد:
- چه استدلالی به سود این باور داریم؟
- چگونه میتوان استدلالات مخالفان این باور را پاسخ داد؟
۳- رد باورهای دیگران است. در مقام رد نظرات دیگران، كه رقیب نظر من هستند، دو بحث در اخلاق باور مطرح میشود:
الف) در رد آرای مخالف، از هیچگونه مغالطهای نباید استفاده كرد.
ب) اخلاق باور در این مرحله اقتضا میكند كه به همه لوازم اخلاق تفكر نقدی باور داشته باشیم.
۴- عمل چهارم، چگونگی انتقال باور خود به بی باوران دیگر است. موضوع به آستانه باور رساندن مخاطب است، مخاطب بیباور غیرمعتقد به عقیده من را معتقد و باورمند به عقیده من كردن، به چهار غرض مختلف میتواند صورت پذیرد كه هر كدام از این اغراض، اخلاق خاص خود را دارد.
الف) تدریس و تعلیم: در اینجا، غرض در انتقال باور، طلب فهم مخاطب است.
ب) متقاعد كردن: گاهی غرض در انتقال باور طلب تصدیق و متقاعد كردن است.
ج) ترغیب: گوینده میخواهد باوری را به مخاطب انتقال دهد تا به انجام آن عمل ترغیب شود. ترغیب كننده همیشه طالب عمل مخاطب است.
د) مذاكره: در اینجا، خطیب طالب وفاق و توافق است، میخواهد همه درباره چیزی به وفاق و اجماع برسند.
۵- در آخرین مرحله از مراحل اصلی، خطیب میخواهد باور خود را در زندگی مخاطبان دخالت دهد، هر نوع باوری كه باشد اعم از اقتصادی، سیاسی، حقوقی، علوم تجربی، آموزشی و پرورشی، خانوادگی و ....
این باور در مقوله علوم تجربی به اخلاق فناوری میرسد. اخلاق فناوری، اخلاق كاربست یك قسم از علوم كه تجربی است؛ اعم از علوم تجربی طبیعی مثل فیزیك، شیمی و زیستشناسی و غیره یا علوم تجربی انسانی مانند روانشناسی، جامعهشناسی و اقتصاد. بنابراین اخلاق فناوری، اعمال و كاربست باورهایی است كه در زمینه علوم تجربی پیدا كردهایم.
پس در مرحله پنجم نیز اخلاق خاصی وجود دارد كه به اجمال به آن میپردازیم. وقتی باوری بخواهد در زندگی جمعی ما انسانها راه پیدا كند، برای اینكه بدانیم حق داریم این باور را در زندگی جمعی خود راه بدهیم یا نه، اول باید تعیین شود كه آیا آن باور از باورهای Objective است یا Subjective. گفته شده است فقط باورهای Objective بالفعلی را حق داریم بدون نظر خواهی از مردم، در زندگی آنها دخالت داده و مبنای تصمیمگیری جمعی قرار دهیم. اما، درباره سایر باورها، فقط و فقط با رای همه مردم در حالت آرمانی، یا با رای اكثریت در حالت غیر آرمانی، حق داریم آن رای را مبنای تصمیمگیریهای جمعی قرار داده و تسری دهیم.
تا اینجا چارچوب كار گفته شد. فقط بخشی از بحث را به عمد برای آخر گذاشتیم كه مربوط به قسم سوم در رد باورهای مخالف بود. در این بخش، چند نكته حائز اهمیت است. در مواجهه با هر باوری كه مخالف باور ماست، 5 كار مقدور است ولی فقط یكی از آنها به لحاظ اخلاقی ماذون است.
اول: كاری كه در رد آرای مخالف خود به لحاظ اخلاقی نمیتوان انجام داد، این است كه «الف، ب است» را به جهت عواملی كه موجب پیدایش این باور در ذهن شخص شده، رد كرد. احصا و شمارش عواملی كه این باور را در ذهن مخالف من منعقد كرده، به لحاظ اخلاقی، نمیتواند مستمسكی برای رد آن باور قرار گیرد.
دوم: به اینكه چه كسانی از این باور سود میبرند هم نمیتوان متوسل شد.
سوم: كه نباید به آن توجه كرد مكان و زمان باور است. برخی میگویند این باور از غرب یا شرق آمده و باوری كه از این مكان جغرافیایی خاص آمده، مورد قبول من نیست. از آن سو، كم نیستند كسانی كه با توسل به زمان و تاریخ فكر، آن را قبول یا رد میكنند به فرض، فقط به صرف اینكه فكری نو است، آن را قبول یا رد میكنند. گویا فكر، زمان و تاریخ دارد. پس توسل جستن به مكان یا جغرافیا و زمان یا تاریخ فكر برای قبول یا رد آن، ماذون ما به لحاظ اخلاقی نیست.
چهارم: آثار و نتایج مترتب بر فكر باور است كه نمیتواند نشاندهنده صدق و كذب آن باشد.
پنجم: عملی كه در آن مجازیم، توسل به صدق و كذب باور است. بحث باید فقط بر این باشد كه این باور صادق است یا كاذب، حق است یا باطل؛ كه این با متدولوژی خاص هر علم صورت میپذیرد، یعنی، بسته به اینكه آن باور، مربوط به فهم عرفی، عالم علوم تجربی، علوم تاریخی، علوم عقلی، عالم شهودی و عرفانی باشد، ما با متدولوژی آن علم، اذن اخلاقی داریم كه این باور را قبول یا رد كنیم.
فضائل ذهن
از تشریح 5 مرحله پیشگفته، اینك بحث بر این است كه چه كسی میتواند این اخلاقیات را رعایت كند؟ آیا هر كسی به صرف اینكه تصمیم بگیرد این اخلاقیات را رعایت كند، میتواند یا نه؟
اكنون، این بحث پیش میآید كه چگونه بین معرفت اخلاقی و عمل ما شكاف میافتد؟ چرا معرفت اخلاقی همیشه و لزوماً به عمل اخلاقی تبدیل نمیشود؟ چه چیزی این شكاف را باید پر كند؟
در اینجاست كه افرادی، به خصوص در 25 سال اخیر، بحثی با عنوان «فضائل ذهنی» را مطرح كردهاند. بدین صورت كه همانطور كه انسان برای انجام اخلاق عملی، فضائلی باید داشته باشد، برای اخلاق علمی هم فضائلی میخواهد. یكسری فضائل در درون انسان با تعلیم و تعلم به تدریج باید راسخ شود.
فضائل ذهن، فضائلی است مربوط به كسانی كه میخواهند در عالم علم به معنی عام خود، یعنی عالم ۵ مرحلهای یاد شده، عمل كنند. این فضائل ذهنی چیستند؟ یكی از متفكران معروف اروپایی سه فهرست از این فضائل را ارائه كرده است، در اینجا فقط یك فهرست از فضائل ذهنی ارایه میشود كه اینها باید از كودكی در ما تربیت شود.
نكته اول، قاعده زرین است، بدین معنی كه ما را باید آن گونه تربیت كنند كه باور كنیم باید با دیگران چنان رفتار كنیم كه خوش داریم دیگران با ما رفتار كنند. این یكی از آموزههای مشترك همه ادیان جهان است.
نكته دوم، توجه نكردن به ارزشداوری دیگران است. اگر كسی بخواهد به ارزشداوری دیگران عمل كند هیچوقت نمیتواند اخلاق باور یا اخلاق علم را رعایت كند.
نكته سوم، خودشیفتگی است یعنی آنچه متعلق به من است فقط از آن جهت كه متعلق به من است بهتر از آن چیزی است كه متعلق به دیگران است؛ از فرزند گرفته تا مال تا باورهای من.
نكته چهارم، پیشداروی است، كه داوری قبل از تجربه است نسبت به باورهای دیگران كه این باید از بین برود.
نكته پنجم، تعصب است. وفاداری به كسی فقط به خاطر آن كه آن شخص، آن شخص است و اصلا كاری به تغییرات آن فرد نداشته باشیم. تعصب گاهی در میان ما معنای پیشداوری گرفته ولی به لحاظ روانشناختی تعصب غیر از پیشداروی است.
نكته ششم، جزم و جمود است. یعنی اینكه من بگویم «الف، ب است» و محال است كه «الف، ب نباشد»، این عبارت «و محال است كه الف، ب نباشد» من را نسبت به «الف، ب است» دگماتیست كرده و در جمود برده است.
در پایان این نكته را متذكر میشوم كه عنایت داشته باشید باوری كه در این سخنرانی مطرح شد، عقیده و باور به معنای Ethics of Belief است و به معنای اعتقاد قلبی مقدسی كه مطرح میشود نبوده است.

