گزارشی از رای مور در باب ماهیت فلسفه
منبع: پژوهشنامهیِ متین، شمارهیِ ۱۴
مصطفی ملكیان
چكیده: آنچه در پی میآید، بیشتر، گزارشی است از رأی جرج ادوارد مور فیلسوف معروف انگلیسی (1873-1958)، در باب ماهیت فلسفه. این گزارش، عمدتاً، مبتنی است بر فصل اول كتاب وی: Some Main Problems of Philosophy (= پارهای از مسائل عمدهیِ فلسفه) با عنوان What is Philosophy? (= فلسفه چیست؟)
فلسفهیِ مور، كه گاهی با عنوان «واقعگرایی موافق فهم عرفی» وصف میشود، بر دو نكتهیِ عمده استوار است: یكی اینكه ایدآلیزم نادرست و اركان نظریهیِ رئالیزم فلسفی قابل دفاع است، چرا كه تحلیل فعل دانستن هم مستلزم یك فعل ذهنی و نفسانی است و هم مستلزم یك متعلَّق علم كه مستقل از آن فعل است؛ و دیگر اینكه آدمی از بسیاری از حقایق آگاه است كه نمیتواند از آنها «تحلیل صحیح» ارائه كند؛ آدمی حتی نمیتواند از شیوهیِ ارائهیِ «تحلیل صحیح» نیز تحلیل صحیحی ارائه كند.
ادامه مطلب

شناخت انسان در روزگار ما دو مشكل عمده دارد: یكی اینكه هنوز دقیقاً نمیدانیم انسان دارای چند ساحت وجودی است و اینكه اگر انسان چند ساحت وجودی دارد كدام یك از این ساحتها حقیقت او و دیگر ساحتها داراییهای او هستند؛ و دیگر اینكه دستاوردهای چهار روشی كه امروزه با آنها به انسان رو میكنند، گاه با هم تعارض جدی دارند. در این گونه موارد ما نمیتوانیم دستاورد هیچ كدام از این روشها را بگیریم و از دستاورد دیگر روشها چشمپوشی كنیم؛ چون هر كاری از این مقوله، ترجیح بلامرجح است و بیمعناست. اگر این دو مشكل حل شود به انسانشناسی رسیدهایم و انسانشناسی - به این معنا - بر سایر علوم و معارف تقدم دارد، كه در باب چند و چون این تقدم در فرصتی دیگر سخن باید گفت.
1. فهم امید به قرینهیِ آن (=پیشرفت)