تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

منبع: مجله هفت آسمان، شماره ۱۸، تابستان ۸۲

نویسنده مقاله[1]: دی. زد. فيليپس

مترجم: مصطفی ملکيان

اشاره: دی. زد. فيليپس، استاد فلسفه در کالج دانشگاهی سْوَنسی (Swansea) و استاد فلسفه دين در دانشگاه تحصيلات تکميلی کليرمانت (Claremont)، در اين مقاله، در ضمن پنج بخش، پنج بافت متفاوتی را که، به عقيده خودش، تقريباً يگانه بافتهايی‌اند که ويتگنشتاين، در سرتاسر آثارش، در آنها از ربط و نسبت فلسفه و دين بحث می‌کند شرح می‌دهد. در بافت اول، ويتگنشتاين فيلسوفانی را که قائلند به اينکه همه اشکال باور دينی بی‌معنايند نقد می‌کند. در بافت دوم، تفاسير دستور زبانی آشفته از باور دينی را نقد می‌کند. در بافت سوم، تمايز ميان دين و خرافه را مورد بحث قرار می‌دهد. در بافت چهارم، از واکنش‌های گوناگون نسبت به اشکال مختلف دين بحث می‌کند و بر اين نکته انگشت تأکيد می‌نهد که اينکه کداميک از آنها «فراتر» يا «فروتر» ناميده می‌شود بايد امری شخصی باشد. و در بافت پنجم، به اين مطلب توجه می‌دهد که ما بايد در واکنش‌هايمان نسبت به دين عملگرا باشيم. در هر پنج بافت، ويتگنشتاين دستور زبان اعمال ما را توضيح می‌دهد. برای انجام اين کار، آنچه محل حاجت است اطلاعات بيشتر نيست، بلکه وضوحی است در باب آنچه پيشاروی ماست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

آفات جامعه دینی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۳ – پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۳۷۸

صریح‌تر سخن بگویم؛ چون و چرا نكردن و بدون مطالبه دلیل و برهان سخنی را پذیرفتن خلاف فطرت سلیم انسانی است و بنابراین، باید به كمترین حدّ ممكن و لازم خودش تقلیل یابد. نه این كه مدام در حال گسترش ابعاد و قلمرو آن باشیم.

دین همای سعادتی نیست كه بر بام خانه من نشسته باشد و بر بام خانه دیگری نه؛ بلكه سیمرغی است كه همگان باید در طلبش تا كوه قاف پرس و جو و تك و پو كنیم. متدیّن كسی نیست كه خود را مالك حقیقت و حقیقت را ملكِ طلق خود می‌پندارد، بلكه كسی است كه خود را طالب حقیقت می‌بیند.

ما علاوه بر اینكه می‌توانیم به این آفات مبتلا شویم كه دین را در عبادیّات منحصر كنیم، ممكن است به این خطای دیگر هم در افتیم كه دو كاركرد عبادیّات را فراموش كنیم و در نتیجه عبادیّات را به جای اینكه وسیله بدانیم، هدف قلمداد كنیم و به دامان نوعی سطحی‌نگری و شكل گرایی (Formalism) بلغزیم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان[1]

پرواز با همین بال‌های كوچك

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۹۲ - سال ششم - دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۷۹

یكی از نقص‌های ادبیات عرفانی و حتی مذهبی ما این است كه همیشه یك وضع بسیار مطلوب و دل‌انگیزی برای ما تصویر می‌کنند، اما نمی‌گویند شما چگونه می‌توانید به این وضع برسید. سعدی می‌گفت: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. خوب، پرسش این است که چه باید کرد تا به این حالت رسید؟ چگونه می‌توان به همه عالم مهر ورزید؟ این را دیگر نمی‌گویند و این باعث می‌شود که ما در حرمان و یاس می‌مانیم. این نقص زمانی رفع می‌شود که ما برای متون عرفانی خود یک «روانشناسی عرفانی» و «رفتارشناسی عرفانی» هم بنویسیم، تا ارائه طریق کرده باشیم. نتیجه اندرز، نشان دادن مراحل و درجات طی طریق است اما بدون روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی، فقط شعف و شوق وشور ایجاد می‌شود، اما نتیجه‌ای ندارد چون در حقیقت پای ما بسته است.

ببینید از میان كتاب‌هایی كه بعد از انقلاب خیلی فروش رفت، كتاب‌های «دكتر كاستاندا» بود كه در آن‌ها تعلیمات «دون‌خوآن» را آورده است. اینكه این كتاب‌ها پرتیراژترین كتاب‌ها بوده است، عوامل متعددی می‌تواند داشته باشد. اما مهمترین عامل به‌نظر من این است كه فقط حاوی تصاویز دل‌انگیز نیست، بلكه می‌گوید اگر می‌خواهید به آنجا كه من رسیده‌ام برسید باید قدم به قدم كارهایی كه می‌گویم انجام دهید. این كتاب‌ها همراه با روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی است و این در سیروسلوك مهم است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: پیش از این، تلخیصی از سخنرانی زیر در وبلاگ نیلوفر و به همت جناب قاسم‌فام نشر یافت که یک نقد و یک پاسخ را نیر درپی داشت. نشر این مطلب را مدیون یوسف‌زادگان عزیر هستیم.

منبع: کتابِ «اصلاحات و پرسش های اساسی»

سخنرانی استاد ملکیان در سمینار «مطهری و اصلاحات»

مورخ ۱۲ اردیبهشت ۷۹، دانشگاه تربیت مدرس

موضوعی که محل بررسی و کاوش من در این نشست است، «اصلاح‌گری دینی» است که با عطف توجه به آراء استاد شهید مرتضی مطهری عرضه خواهد شد. طرحی که برای این كاوش در ذهن دارم نیاز به مقدمه‌ای دارد که اهمیت آن به‌هیچ روی کمتر از ذی‌المقدمه نیست. بنابراین، اگرچه خواهم کوشید تا با عبور از این مقدمه به اصل موضوع – یعنی نسبت آراء مطهری با اصلاح‌گری دینی – برسم اما چندان هم دل‌نگران ذی‌المقدمه نیستم و با توضیح مقدمه مورد نظر، احساس خشنودی خواهم کرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه چهارم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |