تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

دین در عصر پسا تجدد

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۲ – چهار‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۷۸

○ چه نوع نگرشی به دین آن را یك پدیده ماقبل مدرن می‌بیند و چه نوع نگرشی آن را امری فرا تاریخی می‌داند؟

● كاملاً واضح است كه همه ادیان بزرگ جهان، به لحاظ زمان ظهورشان، ماقبل مدرن‌اند. چون آخرین دین بزرگ یعنی اسلام هزار و چهار صد سال پیش ظهور كرده و طبعاً به دوران ماقبل مدرن تعلق دارد. اما ظاهراً سوال شما به این نكته ناظر نیست، بلكه در این باب است كه ما از هر دیدگاهی به دین نگاه كنیم، دین را پدیده‌ای مختص به همان زمان ظهورش و بنابراین، ماقبل مدرن می‌بینیم. بنابراین، چه دیدی داشته باشیم تا آن را فراتاریخی و متعلق به همه زمان‌ها بیابیم؟ به بیان دیگر، با چه دیدی تاریخ مصرف دین منقضی شده است و با چه دیدی تاریخ مصرفش نه فقط منقضی نشده است بلكه هیچ‌گاه منقضی نخواهد شد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس فراوان از میثم امانی

منبع: روزنامه مبین، – شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۰ (با اندکی ویرایش)

اشاره: آنچه در پی می‌آید متن سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان، استاد حوزه و دانشگاه، درباب «بررسی هماهنگی سه عنصر ایمان، اخلاق و شریعت» است.

آنچه در این جلسه برای بنده درنظر گرفته شده مبحثی با عنوان ایمان، اخلاق و شریعت است. بنده قصد ندارم بحث درون‌دینی داشته باشم و به هیچ‌وجه قصد استناد به آیات و روایات را ندارم اما در پاسخ به منتقدان - كه بیشتر نگاهی درون‌دینی دارند - مجبورم اندکی به روایات استناد كنم وگرنه در این‌گونه مجالس بحث عقلی شایسته‌تر است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

تجربه دینی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۱ – سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۷۸

○ دین چیست و چه نگرش‌های اساسی در تعریف آن وجود دارد؟

● تعریف‌هایی را كه از دین شده است، می‌توان در یك تقسیم‌بندی بسیار كلی به دو دسته تقسیم كرد: تعریف‌های محتوایی یا عقیدتی و تعریف‌های كاركردی یا عملی. در تعریف‌های محتوایی یا عقیدتی روش این است كه اگر مثلاً تعریف دین اسلام را بخواهید اصول عقاید یا به تعبیر دیگر اركان عقیدتی دین اسلام را فهرست می‌كنند و می‌گویند: «دین اسلام دینی است كه معتقد است ...» و آن فهرست را تحویلتان می‌دهند. اگر ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با تشکر فراوان از عبدالله یوسف‌زادگان

گفت‌وگوی مهدی نیاکی با مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه یاس نو، شماره ۱۷۳ - سال اول - دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۲

پيش از آن كه به تعاريف شما و نظريه‌پرداز «انحطاط ايران» درباره مفهوم «تصلب سنت» بپردازيم، اجازه دهيد پرسشي ديگر را درباره تشخص مقطع تاريخي در نظريه انحطاط طرح كنم. به‌گمان عده‌اي، واضع نظريه انحطاط، در پرداخت اين نظريه دست به نوعي «تاريخ نويسي» زده است. اين تاريخ‌نگاري احتمالاً براي آن‌چه نظريه‌پرداز مد نظر دارد (يعني تعيين دقيق نقاط اوج و افول انديشه) الزام‌آور بوده است. با اين حال به‌گمان عده‌اي ما در حال حاضر در شرايط «امتناع تاريخ نويسي» قرار داريم. به‌قول هابز در تاريخ‌نگاري نيروي داوري بايد برتر از نيروي تخيل باشد. حال آنكه در تاريخ ايران، نيروي فهم مغلوب نيروي خيال است و در مجموع امكان تاريخ‌نگاري را تا حدود زيادي سلب كرده است. آيا اين جهد براي تاريخ‌نگاري را قبول داريد؟

اينكه آيا در تاريخ‌نگاري بايد نيروي داوري بر نيروي تخيل غلبه كند يا نبايد، اينكه سهم هر يك از اين دو عامل در تاريخ‌نگاري قابل دفاع و پذيرفتني چقدر بايد باشد، سوالي نيست كه من قدرت جوابگويي به آن را داشته باشم. اما مگر خود همين ادعا كه «در تاريخ ايران نيروي فهم مغلوب نيروي خيال است»، چه ادعاي درستي باشد و چه ادعايي نادرست، خود ادعايي تاريخي نيست؟ و همين ادعاي تاريخي را چگونه مي‌توان تاييد كرد؟ آيا خود همين ادعا نوعي تاريخ‌نگاري بسيار كلان نيست؟ مي‌خواهم بگويم كسي كه با ابتناء بر اين ادعا امكان تاريخ‌نگاري را منتفي مي‌داند، نتيجه‌اي مي‌گيرد كه با مقدمه‌اي كه اين نتيجه‌گيري بر آن مبتني است ناسازگار است، يعني به‌عبارتي واضح‌تر و صريح‌تر، تناقض‌گويي مي‌كند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |