ابوالقاسم فنایی
در ابتدا لازم می دانم مراتب سپاس و تشکر خود را از آقایان داستانپور، مومنی، محمدیزاده و سایر عزیزانی که در وبلاگ معنویت و عقلانیت قلم می زنند و نیز گردانندگان این وبلاگ ابراز کنم.
هم چنین به آقای ابک به خاطر جستارهای خواندنی شان در معرفی و بازنگری انتقادی نظریه معنویت باید دست مریزاد گفت. نظریه معنویت آنگونه که در خور آن است قدر ندیده و تا به حال با بی مهری و کم توجهی اندیشمندان ایرانی مواجه بوده است، در حالی که این نظریه از جهات گوناگون شایسته توجه و نقد و بررسی است. و لذا ارزش کار آقای ابک دو چندان است. اما من در اینجا تنها میکوشم تا آنجا که محدودیتهای یک یادداشت اجازه میدهد در باب یک نکته توضیحی ارائه کنم.
به نظر من برداشت و تلقی آقای ابک از "تعمیم پذیری" نادرست است.
1) تعمیم پذیری، به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی یا به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی موجه از حکم اخلاقی ناموجه قدمت بسیار دارد و بر خلاف ادعای آقای ابک این سابقه تاریخی به هر بر نمی گردد. رد پای این معیار را در بسیاری از متون اخلاقی کهن می توان یافت. برای مثال، حضرت علی (ع) در چند جای نهج البلاغه سخنانی دارند که مضمون آنها به روشنی بیان همین معیار است. یکی از آن سخنان این است: «کفاک ادباً لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک»، و دیگری این: «احبب لغیرک ما تحب لنفسک».
ادامه مطلب