تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

درباره‌ي پروژه‌ي مصطفا ملکيان

دوشنبه هفدهم تیر 1387

سخنرانی مصطفی ملکیان، مشهد، مهرماه ۱۳۸۶

با سپاس از وبلاگ وبلاگ نیلوفر

که امکان دسترسی به تصویر این مطلب را فراهم آوردند.

منبع: ماهنامه‌ی آیین، شماره‌ی سیزده و چهارده

آیا جامعه اخلاقی قابل طرح و اجراست؟ چگونه؟ برای آن‌که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهم که «چه ا نسانی را می‌توان انسان اخلاقی دانست.» ناگزیرم پنج مقدمه را ذکر کنم. مقدمه اول: چه انسانی را باید مفهوماً اخلاقی خواند؟ وقتی می‌گویید کسانی اخلاقی زندگی می‌کنند، طبعاً به این معنی است که کسانی هم هستند که اخلاقی زندگی نمی‌کنند. آن‌گاه این سؤال پیش می‌آید که ایضاح مفهومی اخلاقی زیستن و اخلاقی نزیستن، چگونه باید انجام گیرد. مجوز اطلاق لفظ اخلاقی بر انسانی و لفظ غیراخلاقی بر انسانی دیگر آن‌است که اول توانسته باشیم اخلاقی بودن را – وقتی صفت انسانی قرار می‌گیرد – ایضاح مفهومی کنیم. گاهی افعال، اخلاقی یا غیراخلاقی تلقی می‌شوند، مثلاً گفته می‌شود دروغ‌گفتن غیراخلاقی است و راست‌گفتن اخلاقی است و گاهی هم گفته می‌شود نهاد برده‌داری یا نهاد ربا غیراخلاقی‌‌اند.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 7:30  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

شنبه هشتم تیر 1387

مصاحبه‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی دوم

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی ۱۱۸

... در معرفت‌شناسی، نه قائل به مبناگروی (foundationalism) هستم و نه قائل به سازگارگروی (coherentism)، بلکه قائل به منظرگروی (perspectivism) هستم یا به تعبیر دیگری بافت‌گروی (contextualism). بنابراین، قائلم سخنی که هر فردی می‌گوید از منظر خاصی بیان می‌شود. هیچ‌کسی بر پشت‌بام عالم ننشسته تا از آن بالا به همه چیز نگاه کند ....

... مشکل فقط وقتی است که گفت‌وگو یا استدلالی بودن پذیرش‌ها و وازنش‌ها در گفت‌وگو انکار شود. اگر یکی از این دو مورد انکار واقع شد، البته روشن است که چه چیزهایی جایگزین خواهد شد. وقتی شما گفت‌وگو یا استدلال در گفت‌وگو را نپذیرید، باید به دو چیز تن دهید: خشونت و فریبکاری ....


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 10:7  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387

گفتگو‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی نخست

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی 117

شاید بتوانیم پرسش‌هایمان را به سه پرسش، که امروزه برای ما اولویت بیشتری دارند، تقلیل دهیم: نخستین پرسش به کیفیت انتقال مفاهیم و محصولات تفکر فمینیستی به ایران باز می‌گردد. به‌نظر می‌رسد این انتقال، چندان که باید، درست صورت نگرفته است.

درباره نحوه ورود مباحث فمینيستی (زنانه‌نگرانه) به ایران البته اشاره شما اشاره درستی است؛ شاید نحوه ورود این مباحث کاملاً قابل دفاع نباشد. به‌نظر من، در این نحوه ورود دست‌کم باید به دو نکته توجه کرد: نکته اول اینکه تقریباً همه نویسندگان فمینيست در غرب، که عمدتاً زن هم هستند، نگرش فرهنگی پساتجدگرایانه (postmodernesic) دارند و طبعاً همان ویژگی‌ای در نوشته‌های این نویسندگان وجود دارد که در نوشته‌های همه نویسندگان پست‌مدرن به چشم می‌خورد. آن ویژگی عبارت است از نوعی ابهام، ایهام و پیچیدگی، نوعی واضح نکردن مدعیات و متمایز کردن ادله که در نوشته‌های پست مدرن عموماً و در نوشته‌های فمینیست‌ها خصوصاً وجود دارد.
ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 8:30  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387

اشاره: پیش‌تر در این پست، لینک به دو گزارش (۱ و ۲) از سخنرانی مصطفی ملکیان در کنگره‌یِ بين المللي هشتصدمين سال تولد مولانا، درج شده بود. سه یادداشت اول در بخش نظرات، ناظر به همین لینک‌هاست.

فایل صوتی این سخنرانی به‌کمک جناب پانویس در اختیار واله دقیقی قرار گرفت و ایشان زحمت طاقت‌فرسای پیاده کردن این سخنرانی را پذیرفتند و به‌انجام رساندند. از هر دو بزرگوار بسیار سپاسگزاریم.

مصطفی ملکیان

دوشنبه، هفتم آبانماه ۱۳۸۶

1. ابتدا پنج مدعای اصلیِ سخن خود را عرض می‌کنم و بعد با توجه به فرصتی که در اختیار دارم به این مدعیات می‌پردازم.

1.1. مدعای اول من این است که می‌توان پنج رویکردِ مختلف به سنت‌های دینی داشت که البته تعداد این پنج رویکرد از طریق استقراء به‌دست می‌آید.

هرکسی در هر سنت دینی که زندگی می‌کند و به هر دین و فرهنگ دینی که تعلّقِ خاطر و التزامِ نظری و عملی دارد، می‌تواند یکی از این پنج رویکرد را، که خواهم گفت، داشته باشد.

1.2. مدعای دوم این است که از میان این پنج رویکرد، سه رویکرد اول مجالی برای گفتگوی میانِ ادیان و مذاهب باقی نمی‌گذارند و فقط رویکردهای چهارم و پنجم این امکان و مجال را فراهم می‌آورند. بنابراین کسانیکه به یکی از رویکردهای اول تا سوم قائلند و به آن به‌جد التزام می‌ورزند، راه را بر گفتگوی میان دین خویش و سایر ادیان برمی‌بندند.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 8:0  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب «چگونه دنیا را متحد کنیم»

اشاره: نشر این مطلب حاصل معرفی کتاب در وبلاگ «اندیشه کن» و همت سید ا. محمدی است. لازم به ذکر است که عنوان « اخلاقی‌اندیشی و فلسفه‌ورزی» برای این مقدمه، انتخاب ماست.

سخنی با بزرگترها

1. در درازنای تاریخ بشر، هرگز جامعه ای فراهم آمده از افراد کامل و آرمانی دیده نشده است. عموم انسانها، کمی یا بیش، اسیر و گرفتار جهل، خطا، سوء نیت، بدعملی و بسا عیب و نقص های دیگر بوده اند، هستند و خواهند بود.  اما، از سوی دیگر، همه ی انسانها سخت در آرزوی زندگی اند که درآن همه ی نیازهای وجودی شان برآورده شود؛ هم نیازهای فیزیولوژیک، مانند خوراک، نوشاک، اکسیژن، نظم و اعتدالِ دما و گرما و سرما، استراحت، فعالیت و ارتباط جنسی، هم نیازهای مربوط به امنیت، یعنی مصون ماندن از اشیاء یا وضع و حالهایی که بالقوه خطرناکند. مثلاً مصون ماندن از آزار و آسیب نیروها و حوادث طبیعی و بیماری جسمانی، هم نیازهای مربوط به عشق و تعلق خاطر مانند دریافت کردن و بخشیدن عشق، عاطفه، اعتماد و تأیید و نیز وابستگی و عضویت در گروههایی از قبیل خانواده، دوستان و همکاران، هم نیازهای مربوط به عزت و حرمت مانند نیاز به پاسداشت عزت و حرمت دیگران، نیاز به عزت نفس و حرمت نفس و نیاز به احساس توانایی و لیاقت، هم نیازهای معرفتی مانند نیاز به شناخت، فهم، کنجکاوی، کندوکاو و جست و جو، معنایابی، و پیش بینی، هم نیازهای زیبایی شناختی، مانند نیاز به زیبایی طبیعی و هنری، تقارن، توازن، نظم و آراستگی و هم نیازهای مربوط به خودشکوفایی، یعنی نیاز به تحقق بخشیدن به همه ی بالقوگیها و نیاز به شدنِ آن چه می توان شد.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 14:48  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387

نظری به ترجمه بخشی از دایره المعارف دین میرچا الیاده

با سپاس از سید ا. محمدی که رونوشت این مقاله را در اختیار ما قرار دادند.

منبع: مجله آینه پژوهش، شماره 44، ص 43-54

مصطفی ملکیان

کتاب فرهنگ و دین فراهم آمده بیست و سه مقاله از مقالات دائرةالمعارف دین میرچاه الیاده است که به دست خانم مهر انگیز اوحدی (5مقاله) و آقایان (به ترتیب الفبایی) دکتر مرتضی اسعدی(5 مقاله)، ناصر ایرانی (3مقاله)،‌ محمدرضا جوزی (1مقاله)، داوود حاتمی(1مقاله)، بهاءالدین خرمشاهی (4مقاله)، کامران فانی (1مقاله)،‌ و مجید محمدی (1مقاله) به زبان فارسی ترجمه شده و با ویراستاری و زیر نظر جناب آقای بهاءالدین خرمشاهی انتشار یافته است.

نگارندهٔ این سطور، بنابه جهتی،‌ در نیمهٔ اوّل زمستان سال گذشته، همهٔ این مقالات را با اصل انگلیسی آنها مقابله کرد و علی‌الخصوص ترجمهٔ پاره‌ای از آنها را دارای عیوب و نقایص فراوان یافت، بطوریکه مجموع همهٔ موارد خبط و خطا را به مراتب بیش از آن دید که قابل اندراج در یک مقاله باشد. از این رو، چاره‌ای ندید جز اینکه فقط بخش کوچکی از موارد مذکور را، که ناظر است به ترجمهٔ دو مقالهٔ‌ »شکّ و ایمان» و «فلسفه و دین»،‌ در مکتوبی انتقادی بیاورد. هر دوی این مقالات به قلم جناب آقای بهاءالدین خرمشاهی ترجمه شده‌اند. مقالهٔ «شکّ و ایمان» 20 صفحه از کتاب را در بر می‌گیرد (صص 123-104) و مقاله «فلسفه و دین» ۲۸ صفحه از آن را (صص ۱۷۴-۱۴۷) بنابراین، مجموع این دو مقاله (48 صفحه) دقیقاً 8٪ از کلّ کتاب را که 600 صفحه است شامل می‌شود.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 7:10  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

متن سخنرانی مصطفی ملکیان در كارگاه تخصصی پیش‌همایش علوم‌انسانی و چالش اشتغال

منبع: وبسایت نخستین همایش علوم انسانی و چالش اشتغال

اشاره: دستیابی به این منبع را مدیون وبلاگ نیلوفر هستیم.

موضوع صحبت من در این جا كمی بی‌ربط به موضوع این كارگاه تخصصی است که علت آن دو چیز است:

اول این كه من در مورد موضوع دقیق این كارگاه تخصصی دانشی ندارم و دوم این كه دقیقاً خبر نداشتم كه تا این حد و به طور جدی قرار است فقط درباره اشتغال بحث شود. به این دو جهت من موضوعی را انتخاب كرده‌ام با عنوان «علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران» كه شاید بعضی از نكاتش برای بحث علوم‌انسانی و چالش اشتغال سودمند باشد.

علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران از نظر من در ده مورد قابل بیان است كه هر چند همه‌ی علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی نیست، اما اهم این علل است. اما قبل از بیان این ده علت لازم است سه نكته را عرض كنم:


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 12:12  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

پاره‌یِ دوم: پرسش و پاسخ

منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

 

بعضاً فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم را فلسفه‌ی مرده می‌نامند، به‌نظر می‌رسد فلسفه‌ی روز، پراگماتیسم یا «عمل‌گرایی» باشد، در چنین وضعی، آیا واقعیت رد کردن اسطوره و مراتب فلسفه نخستین می‌باشد یا خیر؟ آنچه به صورت جهانی و به‌روز مطرح است کدام است؟

قسمت اول سوال را من خوب فهم نکرده‌ام ولی در باب اینکه کدام فلسفه‌ی روز است، در ابتدا هم سخنانی بیان کردم، واقعیت این است که امروز فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم فلسفه‌ی مرده‌ای نیست، مخصوصاً که «فلسفه‌ی انسان جدید» در حال تکون است که عمدتاً ریشه در اگزیستانسیالیسم دارد و این ادعا که اگزیستانسیالیسم، فلسفه‌ی مرده‌ای است به نظر من درست نیست.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 13:16  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

سه شنبه سیزدهم فروردین 1387

پاره‌یِ نخست: متن سخنرانی

منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

در ابتدا سلام عرض می‌کنم خدمت همه‌ی خواهران و برادران و از خداوند می‌خواهم که این ساعتی که در خدمت من گذاشته‌اند، از سروران تضییع نکنم. چون فرصت کم هست من چاره‌ای جز اینکه سخن را با حذف برخی از مقدمات و احیاناً با اجمالی که در خود ذی‌المقدمه‌ها هم رعایت می‌کنم، به پایان ببرم.

یکی از نکاتی که همه‌ی کسانی که با تاریخ فلسفه‌ی غرب علی‌الخصوص در یک قرن اخیر آشنایی دارند، دریافته‌اند، این است که در میان مکتب‌های فلسفی بسیار متعددی که در فرهنگ غرب در قرن اخیر وجود دارد، دو نظام فلسفی از همه مشهورتر و به یک معنا دارای آثار و نتایج گران‌تری بوده است؛ یکی از این دو مکتب پوزیتیویسم یا اثبات گرایی است با همه‌ی شاخه‌هایی که دارد، اعم از فلسفه‌ی تحلیل زبانی و آن دسته از فیلسوفانی که از این مکتب تعلق خاطر پیدا کرده‌اند به منطق صوری جدید، پوزیتویسم منطقی و امثال ذلک! و دیگری مکتب اگزیستانسیالیسم است. من مطلقاً در مقام مقایسه‌ی این دو مکتب نیستم، دوستان کمابیش اطلاع دارند که این دو مکتب خیلی در خلاف هم می‌کوشند و مجدّند در اینکه یکدیگر را تخطئه کنند، با اینکه هر دو به یک معنا ساعد، غالب و قاهرند، ولی با این همه در اینکه یگدیگر و مواضع هم را تخطئه کنند ، از چیزی فروگذار نکرده‌اند.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 13:0  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

مقدمه مصطفي ملكيان بر كتاب

«مفهوم ايمان در كلام اسلامي»

ایمان يكي از مهمترين مقولات اخلاق ديني است. پولس قدّيس (saint paul) ايمان، اميد، و محبّت را در يك گروه  جاي داد و آنها را شالوده هاي حيات مسيحيانه قلمداد كرد (در «رساله اوّل پولس رسول به قرنتيان»، باب سيزدهم، آيه13 )و، از اين رو، فرهنگ مسيحي اين سه مقوله اخلاقي ديني را فضايل الهي(Theological Virtues) در برابر فضايل طبيعي (Natural V.) مي‌نامند. در فرهنگ اسلامي نيز مي‌توان گفت كه ايمان، شكر، و تقوا از اصول فضايل محسوبند.

بدين جهت، بي‌شك، شناخت ماهيت ايمان، به عنوان شناخت ماهيت امري كه، از نظرگاه ديني، تحقّق آن يا، لااقل، سعي در راه تحقّق آن جدّاً مطلوب است، اهمّيّت و ضرورت دارد.


ادامه‌ي مطلب...
لينک‌يادداشت ویرایش شده در ساعت 12:50  توسط عليرضا محمدي زاده  |